تا کی حرف مفت؟ تا کی ایراد از جامعه و دولت و اقتصاد و فرهنگ و هر کوفت دیگه؟!! ای کاش اول یه نگاه به خودمون بندازیم ببینیم ما برای با فرهنگ بودن خودمون و دیگران و جامعه چیکار کردیم؟ چرا هنوز شعور اینو پیدا نکردیم که بتونیم از کنار دختری رد بشیم بدون اینکه مثل کارگرای افغانی بخوایم باهاش تفریح کنیم و بخندیم؟ روی صحبتم به تمام پسراییه که هنوز شعور دیدن غیرهمجنسشون رو در کنارشون پیدا نکردن. روی صحبتم به تمام بی فرهنگیاییه که هر روز مجبوریم توی جامعه ببینیم و تحمل کنیم. چرا فقط بلدیم از دیگران انتقاد کنیم بدون یه نگاه ساده به رفتار خودمون! میشه توی خیابون مثل یه آدم محترم رفتار کرد و به دیگران هم احترام گذاشت میشه از ذات حیوانی فاصله گرفت باور کنین میشه!!! آی آدمی که فکر میکنی خیلی خوش مزه ای خیلی چرکی.. خیلی
این روزها می دانم کجا ایستاده ام, انگار همه چیز سرجایش است هرچند هنوز جعبه هایی هست که بازشان نکرده ام و تلنگر ترس هایی که برای دور زدن پسشان زده ام هنوز هم گاهی مثل لولای کهنه در غژ غژ می کند.
پای دوست داشتن که وسط بیاد آدما چند نوعن بعضیا عشقشون فتح کردنه و قله که فتح شد دیگه باید از اونطرف گازشو بگیرن بیان پایین! بعضیا احساس میکنن نسبتی با بتمن دارن میگردن بدبخت ترینارو پیدا میکنن و اونوقت احساس میکنن باید قهرمان زندگی اون آدم بشن. حالا اگه اونطرف یهو سرپا شد و جون گرفت یا اینکه فضا خیلی خوب و روون شد روحیه مازوخیسمی این آدما باعث میشه دنبال یه بدبخت دیگه بگردن چون دیگه توی اون رابطه نمیتونن یه قهرمان باشن..این وسط آدمایی هم هستن که عین گربه میمونن و قابلیت اینو دارن که از دست هر آدمی غذا بگیرن و بعد که سیر شدن پشت کنن بهش و برن تا وقتی دوباره نیازشون بهش بیفته و دست دیگه ای نباشه غذا بهشون برسونه! یه گروه دیگه عشق سادیسمی دارن! تا یخورده عشق دریافت میکنن جفتک میندازن و از راه آزار به عشق میرسن! بعضیا دنبال یه پرستار میگردن تر و خشکشون کنه و تمام نیازهای داشته و نداشته ای که جاش خالی مونده رو پر کنن حالا این پرستار در بهترین حالت گاهی شکل عشق مادرانه پدرانه هم میگیره! در بدترین حالت نیازهای خود طرف بالا میزنه و میزنه زیر کاسه کوزه شبه فرزندش و میگه گوربابات من خودم هنوز ظرفیتم پر نشده یکی باید بیاد مادر خودم بشه و اینجا یه داستان دیگه شروع میشه! بعضی وقتا هم هست که آدم دلش عروسک میخواد! اینجاست که انتظار داره هروقت میخواد عروسکشو بخوابونه یا غذا بده یا زندانی کنه یا دعواش کنه یا حتی بکوبه تو سرش و اون چون عروسک خودشه نباید اعتراضی بکنه و گرنه ممکنه یه عروسک دیگه هم پاش به اتاق باز بشه! یه مدل کاملا ۲۰۱۲ هم اخیرا مشاهده شده که ظاهرا نسبت به خیلی از بیماریهای قبلی خودشو واکسینه کرده اما یه مرض دیگه گرفته! تو این گونه جدید هرکاری برای هردوطرف امکان پذیره و این گروه به شدت نسبت به دیدن هرچیزی از طرف مقابل حتی دیدن یه نفر دیگه توی خونشون مثل شلغم زمستونی توی قابلمه واکنش نشون میدن! هرچند این گونه اخیر نادره اما ظاهرا در حال گسترشه! سرتونو درد نیارم چون گونه های دیگه ایم هست اما مجالش نیست. فقط بگم که این وسط آدمایی هم هستن که مثل آدم عاشق میشن اما تعدادشون اینقدر نادره که نمیتونین پیدا کنین اگرم پیدا کنین اینقدر به پست آدمای مریض خوردن که دیگه از سایه خودشونم میترسن!
همین
شرررزاد!
موجها خوابیده اند آرام و رام
طبل طوفان از نوا افتاده است
چشمه های شعله ور خشکیده اند
آبها از آسیا افتاده است
"ابراهیم گلستان"